einschiessen
شلیک کردن (در ابتدای چیزی)، وارد کردن (گلوله)
Bedeutungen
1
auf + Akkusativ
شلیک کردن به سمت یک هدف مشخص، اغلب در زمینه نظامی یا رقابتی.
- Die Soldaten schossen auf die feindlichen Stellungen ein.سربازان به سمت مواضع دشمن شلیک کردند.
- Der Scharfschütze schoss präzise auf das Ziel ein.تکتیرانداز با دقت به سمت هدف شلیک کرد.
2
Akkusativ (Kapital) + in + Akkusativ (Unternehmen)
وارد کردن یا سرمایهگذاری کردن پول یا منابع مالی در یک پروژه، شرکت یا کسبوکار.
- Die Investoren schossen beträchtliches Kapital in das junge Technologieunternehmen ein.سرمایهگذاران سرمایه قابل توجهی را در شرکت نوپای فناوری وارد کردند.
- Er musste eigenes Geld einschießen, um die Firma zu retten.او مجبور شد پول شخصی خود را وارد کند تا شرکت را نجات دهد.