einschlägig
مرتبط، مربوطه، ذیربط
Bedeutungen
1
مربوط به موضوع یا بحث خاصی؛ دارای ارتباط مستقیم با آنچه در نظر گرفته شده است.
- Wir müssen die einschlägigen Gesetze prüfen.ما باید قوانین مربوطه را بررسی کنیم.
- Er hat einschlägige Erfahrungen in diesem Bereich.او تجربیات مرتبطی در این زمینه دارد.
- Bitte geben Sie nur einschlägige Informationen an.لطفاً فقط اطلاعات ذیربط را ارائه دهید.