einschleusen
وارد کردن (از طریق کانال/مخفیانه)، قاچاق کردن
Beispiele
- Große Containerschiffe werden mit großer Vorsicht ''eingeschleust.کشتیهای کانتینری بزرگ با احتیاط فراوان وارد (کانال) میشوند.
- Zwei Täter haben es geschafft, Waffen in eine Bundesbehörde ''einzuschleusen.دو مجرم موفق شدند اسلحه را به یک اداره فدرال قاچاق کنند (وارد کنند).
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی یا چیزی را به طور مخفیانه و غیرقانونی وارد مکانی کردن، نفوذ دادن.
- Die Spione wurden in das feindliche Gebiet eingeschleust.جاسوسان به منطقه دشمن نفوذ داده شدند.
- Man versuchte, Drogen ins Land einzuschleusen.تلاش شد تا مواد مخدر به کشور قاچاق شود.