einschmeissen

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃmaɪ̯sn̩/
Worttrennung: ein·schmeis·sen
Wort

انداختن، پرتاب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

پرتاب کردن یا انداختن چیزی با شدت به داخل یا بر روی چیزی.

  • Er schmiss den Brief in den Briefkasten.او نامه را در صندوق پستی انداخت.
  • Sie schmiss die Münze in den Brunnen.او سکه را در چاه انداخت.
2 Akkusativ

وارد کردن یا افزودن چیزی به یک مجموعه یا فرآیند.

  • Der neue Mitarbeiter muss sich erst in das Team einschmeißen.کارمند جدید باید ابتدا خود را با تیم وفق دهد (وارد تیم شود).
  • Wir müssen noch einige wichtige Punkte in die Präsentation einschmeißen.ما باید هنوز چند نکته مهم را به ارائه اضافه کنیم.
3 Akkusativ

شروع کردن یا آغاز کردن کاری، اغلب به صورت ناگهانی یا با هیجان (غیررسمی).

  • Nach der langen Pause schmiss er sich wieder in die Arbeit.پس از وقفه طولانی، او دوباره به کار خود پرداخت.
  • Sie schmiss sich mit Begeisterung in das neue Projekt.او با اشتیاق به پروژه جدید پرداخت.