einschmeissen
انداختن، پرتاب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
پرتاب کردن یا انداختن چیزی با شدت به داخل یا بر روی چیزی.
- Er schmiss den Brief in den Briefkasten.او نامه را در صندوق پستی انداخت.
- Sie schmiss die Münze in den Brunnen.او سکه را در چاه انداخت.
2
Akkusativ
وارد کردن یا افزودن چیزی به یک مجموعه یا فرآیند.
- Der neue Mitarbeiter muss sich erst in das Team einschmeißen.کارمند جدید باید ابتدا خود را با تیم وفق دهد (وارد تیم شود).
- Wir müssen noch einige wichtige Punkte in die Präsentation einschmeißen.ما باید هنوز چند نکته مهم را به ارائه اضافه کنیم.
3
Akkusativ
شروع کردن یا آغاز کردن کاری، اغلب به صورت ناگهانی یا با هیجان (غیررسمی).
- Nach der langen Pause schmiss er sich wieder in die Arbeit.پس از وقفه طولانی، او دوباره به کار خود پرداخت.
- Sie schmiss sich mit Begeisterung in das neue Projekt.او با اشتیاق به پروژه جدید پرداخت.