einschreiben
ثبتنام کردن، نامنویسی کردن، سفارشی فرستادن (پست)
Bedeutungen
1
sich (Akkusativ) + für/an + Akkusativ/Dativ einschreiben
خود را برای دانشگاه، دوره آموزشی یا عضویت رسماً نامنویسی و ثبتنام کردن
- Ich habe mich gestern an der Universität für Medizin eingeschrieben.من دیروز در دانشگاه برای رشته پزشکی ثبتنام کردم.
- Viele Studenten schreiben sich online für die Kurse ein.بسیاری از دانشجویان به صورت آنلاین برای دورهها نامنویسی میکنند.
2
etwas/jemanden (Akkusativ) + in + Akkusativ einschreiben
نام یا اطلاعاتی را در یک دفترچه، لیست رسمی یا دفتر یادبود وارد و ثبت کردن
- Die Gäste schrieben ihre Namen in das Gästebuch ein.میهمانان نام خود را در دفتر یادبود ثبت کردند.
- Er hat die Daten sorgfältig in die Liste eingeschrieben.او اطلاعات را با دقت در لیست وارد کرد.
3
etwas (Akkusativ) einschreiben lassen
نامه یا محمولهای را به صورت پست سفارشی ثبت و ارسال کردن (معمولاً به صورت صفت مفعولی eingeschrieben به کار میرود)
- Ich möchte diesen wichtigen Brief einschreiben lassen.میخواهم این نامه مهم را به صورت پست سفارشی ارسال کنم.
- Der Bescheid wurde als eingeschriebener Brief zugestellt.ابلاغیه به عنوان نامه سفارشی تحویل داده شد.