einschweissen
جوش دادن (با دستگاه جوش)
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas) + in + Akkusativ (etwas)
چیزی را با جوش دادن یا لحیم کردن درون چیز دیگری قرار دادن و مهر و موم کردن (معمولاً با حرارت یا فشار).
- Die Dokumente wurden in Plastikfolie eingeschweisst.اسناد در فویل پلاستیکی مهر و موم شدند.
- Er hat die Wurst in eine Vakuumverpackung eingeschweisst.او سوسیس را در یک بستهبندی وکیوم مهر و موم کرد.