فعل
درک کردن، متوجه شدن، بررسی کردن
معانی و تعاریف einsehen:
- چیزی را درک کردن، تشخیص دادن و پذیرفتن که درست یا ضروری است
- اسناد یا پروندهها را بررسی کردن، مشاهده کردن
جملات نمونه برای einsehen:
Von meinem Fenster aus habe ich die Straße ''eingesehen.''
از پنجرهام به خیابان «اشراف دارم».
Mein Auftrag war, die Bücher ''einsehen'' zu lassen.
ماموریت من این بود که اجازه دهم کتابها را «بررسی کنند».
Ich ''sah ein'', dass Widerstand zwecklos war.
«متوجه شدم» که مقاومت بیفایده است.