einsetzen
به کار گرفتن، شروع شدن، منصوب کردن، قرار دادن، تلاش کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akk) + für/als + Akkusativ/Akkusativ
استفاده کردن، به کار بردن (ابزار، نیرو، منابع یا وسایل نقلیه)
- Er setzte alle seine Kräfte ein, um die Aufgabe zu erledigen.او تمام توان خود را برای انجام کار به کار برد.
- Im Schienenersatzverkehr werden Busse eingesetzt.در سیستم حملونقل جایگزین ریلی از اتوبوسها استفاده میشود.
2
intransitiv (ohne Akkusativ)
شروع شدن، آغاز شدن (باران، درد، روند، دوره)
- Der Regen setzte plötzlich ein.باران ناگهان شروع شد.
- Mit dem Frühling setzt eine neue Wachstumsperiode ein.با بهار، یک دوره رشد جدید آغاز میشود.
3
sich + für + Akkusativ
برای چیزی/کسی تلاش کردن، دفاع کردن، از خود مایه گذاشتن
- Er setzt sich seit Jahren für den Umweltschutz ein.او سالهاست که برای حفاظت از محیط زیست تلاش میکند.
- Wir müssen uns für die Rechte der Schwachen einsetzen.ما باید از حقوق افراد ضعیف دفاع کنیم.
4
jemanden (Akk) + als/zu + Nominativ/Dativ
منصوب کردن، گماردن (کسی در یک پست یا وظیفه)
- Die Regierung setzte einen neuen Botschafter ein.دولت یک سفیر جدید منصوب کرد.
- Er wurde als Leiter des Projekts eingesetzt.او به عنوان مدیر پروژه گمارده شد.
5
etwas (Akk) + in + Akkusativ
قرار دادن، جا دادن، نصب کردن (چیزی درون چیزی)
- Sie setzte den Schlüssel ins Schloss ein.او کلید را در قفل قرار داد.
- Der Zahnarzt hat eine neue Krone eingesetzt.دندانپزشک یک روکش جدید گذاشت.