Konjugierte Form
مکیدن / جذب کردن
معانی و تعاریف einsogen:
- جذب کردن کامل و عمیق مایعات یا گازها، یا جذب اطلاعات و تجربیات از محیط اطراف (در شکل مصدری).
جملات نمونه برای einsogen:
Die trockene Erde schien das wenige Wasser gierig einsaugen zu wollen.
به نظر میرسید خاک خشک میخواهد آب اندک را حریصانه جذب کند.
Als Kind schien er die Atmosphäre der alten Bibliothek begierig einsaugen zu wollen.
او در کودکی به نظر میرسید که جو کتابخانه قدیمی را مشتاقانه جذب میکرد.