فعل
صرفهجویی کردن، کاهش دادن، حذف کردن
معانی و تعاریف einsparen:
- در مصرف چیزی صرفهجویی کردن، پسانداز کردن
جملات نمونه برای einsparen:
Durch verbesserte Produktionsverfahren konnte der Arbeitgeber Personal ''einsparen.''
کارفرما توانست با بهبود روشهای تولید، در نیروی انسانی صرفهجویی کند.
Um die Erderwärmung zu stoppen, muss massiv CO2 ''eingespart'' werden.
برای متوقف کردن گرمایش زمین، باید به شدت در انتشار CO2 صرفهجویی شود.
Wir müssen Energie einsparen.
ما باید در مصرف انرژی صرفهجویی کنیم.