einspielen

Aussprache: /ˈaɪ̯nʃpiːlən/
Wortzerlegung: ein·spie·len
فعل

هماهنگ شدن (تیم)، ضبط کردن (موسیقی)، سود آوردن (فیلم/سرمایه)

Bedeutungen

1 sich + Akkusativ

با تمرین مداوم جا افتادن و هماهنگ شدن (اعضای گروه، تیم یا سیستم)

  • Das neue Team muss sich in den ersten Wochen erst noch einspielen.تیم جدید باید در هفته‌های اول ابتدا با هم جا بیفتد و هماهنگ شود.
  • Nach einiger Zeit haben sich die Abläufe gut eingespielt.بعد از مدتی، روند کارها کاملاً جا افتاد.
2 Akkusativ

ضبط کردن یک قطعه موسیقی یا صدای پس‌زمینه در استودیو

  • Die Band hat ihr neues Album im Studio eingespielt.گروه آلبوم جدید خود را در استودیو ضبط کرد.
3 Akkusativ

درآمد یا سود حاصل کردن (مثلاً فروش فیلم یا پروژه)

  • Der Film hat weltweit Millionen von Dollars eingespielt.این فیلم در سراسر جهان میلیون‌ها دلار فروش (درآمد) داشت.