einspielen
هماهنگ شدن (تیم)، ضبط کردن (موسیقی)، سود آوردن (فیلم/سرمایه)
Bedeutungen
1
sich + Akkusativ
با تمرین مداوم جا افتادن و هماهنگ شدن (اعضای گروه، تیم یا سیستم)
- Das neue Team muss sich in den ersten Wochen erst noch einspielen.تیم جدید باید در هفتههای اول ابتدا با هم جا بیفتد و هماهنگ شود.
- Nach einiger Zeit haben sich die Abläufe gut eingespielt.بعد از مدتی، روند کارها کاملاً جا افتاد.
2
Akkusativ
ضبط کردن یک قطعه موسیقی یا صدای پسزمینه در استودیو
- Die Band hat ihr neues Album im Studio eingespielt.گروه آلبوم جدید خود را در استودیو ضبط کرد.
3
Akkusativ
درآمد یا سود حاصل کردن (مثلاً فروش فیلم یا پروژه)
- Der Film hat weltweit Millionen von Dollars eingespielt.این فیلم در سراسر جهان میلیونها دلار فروش (درآمد) داشت.