einstürzen wie ein Kartenhaus
مثل خانه پوشالی فرو ریختن، با شکست مواجه شدن
Bedeutungen
1
به معنای به طور ناگهانی و کامل از بین رفتن، فروپاشی یا شکست خوردن، به خصوص در مورد برنامهها، ساختارها یا ادعاهای سست و بیبنیان.
- Seine Lügenkonstruktion stürzte wie ein Kartenhaus zusammen, als die Wahrheit ans Licht kam.وقتی حقیقت آشکار شد، بنای دروغهایش مثل خانه پوشالی فرو ریخت.
- Das Unternehmen stürzte wie ein Kartenhaus ein, nachdem der Hauptinvestor abgesprungen war.پس از انصراف سرمایهگذار اصلی، شرکت مثل خانه پوشالی فرو ریخت.
- Seine Argumentation war so schwach, dass sie wie ein Kartenhaus einstürzte.استدلال او آنقدر ضعیف بود که مثل خانه پوشالی فرو ریخت.