فعل
به طویله آوردن دام، در آغل یا استبل جای دادن
معانی و تعاریف einstallen:
- حیوانات را در طویله یا آغل قرار دادن و نگهداری کردن
جملات نمونه برای einstallen:
In der warmen Jahreszeit sind Kühe auf der Weide. Für den Rest des Jahres werden sie ''eingestallt.''
در فصل گرم سال گاوها در چراگاه هستند. برای بقیه سال آنها به طویله برده میشوند.
Die Bauern mussten die Kühe für den Winter einstallen.
کشاورزان مجبور بودند گاوها را برای زمستان در طویله قرار دهند.
Nach dem Weidegang werden die Pferde wieder eingestallt.
پس از چرای در مرتع، اسبها دوباره در آغل نگهداری میشوند.