einstaubten
غبارآلود شدند
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای چیزی که گرد و غبار میگیرد)
پوشیده شدن از لایهای از گرد و غبار به دلیل عدم استفاده طولانی مدت یا قرار گرفتن در معرض گرد و غبار محیطی.
- Die alten Bücher im Dachboden waren vom jahrelangen Nichtgebrauch eingestaubt.کتابهای قدیمی در اتاق زیر شیروانی به دلیل سالها عدم استفاده گرد و غبار گرفته بودند.
- Nach dem Umzug war die gesamte Wohnung eingestaubt und musste gründlich gereinigt werden.پس از اسبابکشی، کل آپارتمان گرد و غبار گرفته بود و نیاز به تمیزکاری اساسی داشت.