einstaubten

Aussprache: /ˈaɪ̯nʃtaʊ̯ptən/
Wortzerlegung: ein·sta·ub·ten
Konjugierte Form

غبارآلود شدند

Bedeutungen

1 Akkusativ (برای چیزی که گرد و غبار می‌گیرد)

پوشیده شدن از لایه‌ای از گرد و غبار به دلیل عدم استفاده طولانی مدت یا قرار گرفتن در معرض گرد و غبار محیطی.

  • Die alten Bücher im Dachboden waren vom jahrelangen Nichtgebrauch eingestaubt.کتاب‌های قدیمی در اتاق زیر شیروانی به دلیل سال‌ها عدم استفاده گرد و غبار گرفته بودند.
  • Nach dem Umzug war die gesamte Wohnung eingestaubt und musste gründlich gereinigt werden.پس از اسباب‌کشی، کل آپارتمان گرد و غبار گرفته بود و نیاز به تمیزکاری اساسی داشت.