فعل
سوار شدن (وسیله نقلیه)
معانی و تعاریف einsteigen:
- سوار شدن (به وسیله نقلیه)
- وارد شدن، شروع کردن (به کاری، تجارتی)
جملات نمونه برای einsteigen:
Der Zug ist da, wir können schon mal ''einsteigen.''
قطار آمده است، ما میتوانیم سوار شویم.
„Er war nicht mit uns ''eingestiegen'', er saß bereits dort. Wahrscheinlich war er an der ersten Haltestelle ''eingestiegen''.“
او با ما سوار نشده بود، او از قبل آنجا نشسته بود. احتمالاً در ایستگاه اول سوار شده بود.
Wir steigen in den Bus ein.
ما سوار اتوبوس میشویم.