einstudieren

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌʃtuːdiːʁən/
Wortzerlegung: ein·stu·die·ren
فعل

تمرین کردن (برای اجرا)، از بر کردن، آماده کردن (نمایش، قطعه موسیقی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

تمرین کردن (یک نمایش، نقش، قطعه موسیقی) برای اجرا

  • Die Schauspieler studieren das neue Stück ein.بازیگران نمایش جدید را تمرین می‌کنند.
  • Sie hat ihre Rolle sehr gut einstudiert.او نقش خود را خیلی خوب تمرین کرده است.
2 Akkusativ

به خاطر سپردن، یاد گرفتن (یک متن، سخنرانی) برای ارائه

  • Er musste die ganze Rede auswendig einstudieren.او مجبور بود تمام سخنرانی را از حفظ یاد بگیرد.
  • Wir haben die Choreografie für den Tanz einstudiert.ما رقص‌آرایی را برای رقص تمرین کردیم.