eintägig
یک روزه، یک روزه (صفت)
Bedeutungen
1
چیزی که فقط یک روز طول میکشد یا در طول یک روز اتفاق میافتد.
- Wir planen einen eintägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر یک روزه به کوهستان را برنامهریزی میکنیم.
- Die Konferenz war eine eintägige Veranstaltung.این کنفرانس یک رویداد یک روزه بود.
- Er hat nur eintägige Erfahrung in diesem Bereich.او فقط یک روز تجربه در این زمینه دارد.