eintägig

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtɛːɡɪç/
Worttrennung: ein·tä·gig
صفت

یک روزه، یک روزه (صفت)

Bedeutungen

1

چیزی که فقط یک روز طول می‌کشد یا در طول یک روز اتفاق می‌افتد.

  • Wir planen einen eintägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر یک روزه به کوهستان را برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Konferenz war eine eintägige Veranstaltung.این کنفرانس یک رویداد یک روزه بود.
  • Er hat nur eintägige Erfahrung in diesem Bereich.او فقط یک روز تجربه در این زمینه دارد.