eintüten

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌtyːtn̩/
Wortzerlegung: ein·tü·ten
فعل

در پاکت گذاشتن، بسته‌بندی کردن (در کیسه)

Beispiele

  • Die Sekretärin ''tütete'' die Einladungen zur Jahreshauptversammlung ''ein.منشی دعوت‌نامه‌های مجمع عمومی سالانه را در پاکت گذاشت.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(عامیانه) چیزی را در کیسه گذاشتن یا بسته‌بندی کردن

  • Die Verkäuferin tüte die Einkäufe ein.فروشنده خریدها را کیسه کرد.
  • Vergiss nicht, die Brötchen einzutüten.فراموش نکن نان‌ها را کیسه کنی.
2 Akkusativ

(مجازی، عامیانه) چیزی را نهایی کردن، به سرانجام رساندن (مانند یک معامله یا پروژه)

  • Wir müssen den Vertrag noch heute eintüten.ما باید قرارداد را امروز نهایی کنیم.
  • Nach langen Verhandlungen konnten sie den Deal eintüten.پس از مذاکرات طولانی توانستند معامله را تمام کنند.