eintüten
در پاکت گذاشتن، بستهبندی کردن (در کیسه)
Beispiele
- Die Sekretärin ''tütete'' die Einladungen zur Jahreshauptversammlung ''ein.منشی دعوتنامههای مجمع عمومی سالانه را در پاکت گذاشت.
Bedeutungen
1
Akkusativ
(عامیانه) چیزی را در کیسه گذاشتن یا بستهبندی کردن
- Die Verkäuferin tüte die Einkäufe ein.فروشنده خریدها را کیسه کرد.
- Vergiss nicht, die Brötchen einzutüten.فراموش نکن نانها را کیسه کنی.
2
Akkusativ
(مجازی، عامیانه) چیزی را نهایی کردن، به سرانجام رساندن (مانند یک معامله یا پروژه)
- Wir müssen den Vertrag noch heute eintüten.ما باید قرارداد را امروز نهایی کنیم.
- Nach langen Verhandlungen konnten sie den Deal eintüten.پس از مذاکرات طولانی توانستند معامله را تمام کنند.