einten Aussprache:/ˈaɪ̯ntən/Wortzerlegung:ein·ten Konjugierte Form آنها متحد شدند معانی و تعاریف einten:ایجاد وحدت و همبستگی میان افراد، گروهها یا مفاهیم مختلف، اغلب در زمینههای سیاسی، اجتماعی یا فلسفی. جملات نمونه برای einten:Die gemeinsame Vision der Gründer einte die Belegschaft von Anfang an.چشمانداز مشترک بنیانگذاران از همان ابتدا کارکنان را متحد کرد.Es gelang ihm, die zerstrittenen Fraktionen zu einen und eine gemeinsame Front zu bilden.او موفق شد جناحهای متخاصم را متحد کند و یک جبهه مشترک تشکیل دهد.