eintrafen
رسیدند، وارد شدند
Bedeutungen
1
Nominativ (Subjekt)
شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'eintreffen' به معنای رسیدن به مقصد، به ویژه در مورد مسافران، محمولهها یا اطلاعات.
- Die Gesandten trafen in der Hauptstadt ein, um die Friedensgespräche zu leiten.فرستادگان برای هدایت مذاکرات صلح وارد پایتخت شدند.
- Die erwarteten Ergebnisse der Studie trafen erst nach mehreren Wochen ein.نتایج مورد انتظار مطالعه پس از چندین هفته به دست آمد.
2
Nominativ (Subjekt)
شکل گذشته ساده (Präteritum) فعل 'eintreffen' به معنای تحقق یافتن یا به ثمر نشستن یک پیشبینی، امید یا برنامه.
- Die schlimmsten Befürchtungen der Anwohner trafen ein, als das Hochwasser die Stadt überflutete.بدترین ترسهای ساکنان محلی زمانی به حقیقت پیوست که سیل شهر را فرا گرفت.
- Nach langem Warten trafen die erhofften Erfolge im Projekt endlich ein.پس از انتظار طولانی، موفقیتهای مورد انتظار در پروژه سرانجام حاصل شد.