eintraten
وارد شدند/شدید، رخ دادند/دادید، پیوستند/پیوستید
Bedeutungen
1
Akkusativ
به یک سازمان، گروه، یا انجمن رسمی پیوستن؛ عضو شدن.
- Er trat nach seinem Studium der Partei bei.او پس از تحصیل به حزب پیوست.
- Sie erwägt, dem wissenschaftlichen Beirat beizutreten.او در نظر دارد به هیئت علمی بپیوندد.
2
Akkusativ
چیزی را پذیرفتن یا قبول کردن، به ویژه یک وضعیت، شرایط، یا عقیده.
- Nach langer Überlegung trat er der neuen Philosophie bei.پس از تفکر طولانی، او آن فلسفه جدید را پذیرفت.
- Es ist schwer, die Notwendigkeit dieser Maßnahmen einzutreten.پذیرفتن ضرورت این اقدامات دشوار است.
3
kein
شروع شدن یا رخ دادن یک رویداد، وضعیت، یا دوره زمانی.
- Mit dem neuen Jahr treten bedeutende Veränderungen in Kraft.با آغاز سال جدید، تغییرات مهمی اجرایی میشوند.
- Als die Dämmerung eintrat, wurde es still im Wald.هنگامی که گرگ و میش آغاز شد، در جنگل سکوت برقرار شد.