فعل
فرو بردن (در مایع)، آغشته کردن؛ چرت زدن، سر تکان دادن (از خواب)
معانی و تعاریف eintunken:
- فرو بردن، آغشته کردن (معمولاً غذا در مایع)
جملات نمونه برای eintunken:
Er ''tunkt'' die gebratenen Hähnchenstücke in die Erdnusssoße ''ein.''
او تکههای مرغ سرخ شده را در سس بادام زمینی فرو میبرد.
Er tunkt sein Brot in die Suppe ein.
او نانش را در سوپ فرو میبرد.
Kinder lieben es, Kekse in Milch einzutunken.
بچهها دوست دارند بیسکویت را در شیر فرو ببرند.