Konjugierte Form
فرو بردند، غوطهور کردند
معانی و تعاریف eintunkten:
- فرو بردن بخشی از یک شیء یا ماده در یک مایع، اغلب برای پوشاندن یا آغشته کردن آن، یا برای جذب طعم و مزه.
جملات نمونه برای eintunkten:
Er tauchte das Brot vorsichtig in die heiße Suppe, um es einzuwinkeln.
او نان را با احتیاط در سوپ داغ فرو برد تا آغشته شود.
Die Künstlerin eintunkte ihre Pinselspitze in das tiefblaue Pigment, bevor sie den Himmel malte.
هنرمند نوک قلمموی خود را در رنگدانه آبی تیره فرو برد، پیش از آنکه آسمان را نقاشی کند.