einwöchig
یک هفتهای، به مدت یک هفته
Bedeutungen
1
به مدت یک هفته طول کشیده یا ادامه داشته است.
- Wir machen einen einwöchigen Urlaub in den Bergen.ما یک تعطیلات یک هفتهای در کوهستان داریم.
- Der einwöchige Workshop findet online statt.کارگاه یک هفتهای به صورت آنلاین برگزار میشود.
- Sie hat eine einwöchige Geschäftsreise nach Paris gebucht.او یک سفر کاری یک هفتهای به پاریس رزرو کرده است.