einwöchig

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌvœçɪç/
Worttrennung: ein·wö·chig
صفت

یک هفته‌ای، به مدت یک هفته

Bedeutungen

1

به مدت یک هفته طول کشیده یا ادامه داشته است.

  • Wir machen einen einwöchigen Urlaub in den Bergen.ما یک تعطیلات یک هفته‌ای در کوهستان داریم.
  • Der einwöchige Workshop findet online statt.کارگاه یک هفته‌ای به صورت آنلاین برگزار می‌شود.
  • Sie hat eine einwöchige Geschäftsreise nach Paris gebucht.او یک سفر کاری یک هفته‌ای به پاریس رزرو کرده است.