فعل
خیساندن، ورماندن
معانی و تعاریف einweichen:
- چیزی را در مایع (معمولاً آب) قرار دادن تا نرم شود یا تمیز شود
- (بدون مفعول) در مایع خیس خوردن و نرم شدن
جملات نمونه برای einweichen:
„Muss man Emmer ''einweichen''?“
«آیا باید گندم را خیساند؟»
Man muss die Bohnen über Nacht einweichen, bevor man sie kocht.
باید لوبیاها را یک شب خیساند قبل از اینکه پخته شوند.
Ich habe die schmutzige Wäsche in Seifenwasser eingeweicht.
من لباسهای کثیف را در آب صابون خیساندم.