einwerfen
شکستن (با پرتاب چیزی)، پرتاب کردن (چیزی به داخل چیزی)
Beispiele
- Bei Ausschreitungen während des G20-Gipfels hatte es erhebliche Sachschäden gegeben. Unter anderem ''waren'' Geschäfte geplündert oder Scheiben ''eingeworfen worden.در جریان شورشها در طول اجلاس گروه ۲۰، خسارات مالی قابل توجهی وارد شده بود. از جمله، مغازهها غارت شده یا شیشهها شکسته شده بودند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به داخل چیزی انداختن (مثلاً سکه در دستگاه، نامه در صندوق پست).
- Er hat den Brief in den Briefkasten eingeworfen.او نامه را در صندوق پست انداخت.
- Bitte werfen Sie eine Münze ein.لطفاً یک سکه بیندازید.
2
Akkusativ (einen Kommentar einwerfen)
در میان صحبت دیگران حرفی را بیان کردن یا مداخله کردن.
- Er warf einen kurzen Kommentar ein.او یک نظر کوتاه را مطرح کرد.
- Darf ich kurz etwas einwerfen?میتوانم لحظهای چیزی بگویم؟
3
Akkusativ
با پرتاب چیزی، شیشه یا پنجرهای را شکستن.
- Jemand hat die Fensterscheibe eingeworfen.کسی شیشه پنجره را شکسته است.
- Die Demonstranten warfen Steine ein.تظاهرکنندگان سنگ پرتاب کردند.