einwinkeln
خم کردن به داخل (مفصل)
Beispiele
- Bei dieser Übung sollen Sie beide Arme in den Ellenbogen ''einwinkeln'' und sie, während Sie einatmen, kurz anspannen.در این تمرین باید هر دو بازو را در آرنج خم کنید و هنگام نفس کشیدن، آنها را برای لحظهای منقبض کنید.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را در یک زاویه یا گوشه قرار دادن، به سمت داخل زاویه دادن
- Er musste das Regal genau in die Ecke einwinkeln.او مجبور شد قفسه را دقیقاً در گوشه قرار دهد.
- Die Möbel wurden so eingewinkelt, dass sie den Raum optimal nutzten.مبلمان طوری در زاویه قرار داده شدند که از فضا بهینه استفاده کنند.