einzementieren

Aussprache: /ˌaɪ̯nt͡sɛmɛnˈtiːʁən/
Worttrennung: ein·ze·men·tie·ren
فعل

سیمان کردن، بتن کردن، تثبیت کردن

Beispiele

  • Die Zahnkrone wird ''einzementiert'', also mit Befestigungszement dauerhaft befestigt.تاج دندان با سیمان "تثبیت" می‌شود، یعنی با سیمان مخصوص به طور دائمی محکم می‌شود.
  • Man ''zementiert'' eine Bewehrung ''ein'', um Rissbildung an der Oberfläche zu vermeiden.برای جلوگیری از ترک خوردن سطح، یک آرماتور را "بتن" می‌کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با استفاده از سیمان در جای خود محکم و ثابت کردن.

  • Die Bauarbeiter mussten die Pfosten fest einzementieren.کارگران ساختمانی مجبور بودند تیرها را محکم با سیمان ثابت کنند.
  • Man hat die neuen Geländer sicher im Boden einzementiert.نرده‌های جدید را به طور ایمن در زمین با سیمان محکم کرده‌اند.
2 Akkusativ

چیزی (مانند یک ایده، ساختار یا وضعیت) را به طور دائمی و غیرقابل تغییر تثبیت کردن یا جا انداختن.

  • Diese alten Traditionen sind tief in der Gesellschaft einzementiert.این سنت‌های قدیمی عمیقاً در جامعه تثبیت شده‌اند.
  • Es ist schwer, einmal einzementierte Meinungen zu ändern.تغییر عقایدی که یک بار جا افتاده‌اند، دشوار است.