einzuätzen
برای حک کردن (در اثر خوردگی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
ایجاد نقش یا نوشته بر روی سطوح فلزی، شیشهای یا سنگی با استفاده از مواد شیمیایی خورنده (اسیدها) برای ایجاد طرحهای دقیق و ظریف.
- Der Graveur ätzte das filigrane Muster mit Säure in das Metall ein.حکاک، طرح ظریف را با اسید در فلز حک کرد.
- Die Leiterbahnen auf der Platine werden durch Ätzen eingearbeitet.مسیرهای رسانا روی برد مدار چاپی از طریق اسیدکاری ایجاد میشوند.
2
Akkusativ
بهشدت و بهطور ناخوشایندی در ذهن یا احساسات کسی تأثیر گذاشتن، بهگونهای که باقی بماند.
- Die Grausamkeiten des Krieges ätzten sich tief in sein Gemüt ein.وحشتهای جنگ عمیقاً در روح او حک شد.
- Diese Ungerechtigkeit hat sich mir wie eine Narbe eingeatzt.این بیعدالتی مانند زخمی در وجود من حک شده است.