einzuätzen

Aussprache: /ˈaɪ̯nt͡suˌʔɛt͡sn̩/
Worttrennung: ein·zuät·zen
Erweiterter Infinitiv

برای حک کردن (در اثر خوردگی)

Bedeutungen

1 Akkusativ

ایجاد نقش یا نوشته بر روی سطوح فلزی، شیشه‌ای یا سنگی با استفاده از مواد شیمیایی خورنده (اسیدها) برای ایجاد طرح‌های دقیق و ظریف.

  • Der Graveur ätzte das filigrane Muster mit Säure in das Metall ein.حکاک، طرح ظریف را با اسید در فلز حک کرد.
  • Die Leiterbahnen auf der Platine werden durch Ätzen eingearbeitet.مسیرهای رسانا روی برد مدار چاپی از طریق اسیدکاری ایجاد می‌شوند.
2 Akkusativ

به‌شدت و به‌طور ناخوشایندی در ذهن یا احساسات کسی تأثیر گذاشتن، به‌گونه‌ای که باقی بماند.

  • Die Grausamkeiten des Krieges ätzten sich tief in sein Gemüt ein.وحشت‌های جنگ عمیقاً در روح او حک شد.
  • Diese Ungerechtigkeit hat sich mir wie eine Narbe eingeatzt.این بی‌عدالتی مانند زخمی در وجود من حک شده است.