einzudämmen
برای مهار کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کنترل و محدود کردن گسترش یا شدت یک پدیده منفی مانند بیماری، بحران اقتصادی، یا خشونت، با اتخاذ تدابیر لازم.
- Die Regierung ergriff drastische Maßnahmen, um die Ausbreitung der Seuche einzudämmen.دولت برای مهار گسترش بیماری اقدامات شدیدی را اتخاذ کرد.
- Es ist eine immense Herausforderung, die Inflation auf globaler Ebene einzudämmen.مهار کردن تورم در سطح جهانی چالشی عظیم است.