einzufüllen
برای پر کردن، پر کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
ریختن یا انتقال دادن مادهای (مایع، گاز، پودر) به درون یک ظرف یا فضای مشخص تا حدی که پر شود.
- Die Maschine füllt automatisch die Flaschen mit dem gereinigten Wasser ein.دستگاه به طور خودکار بطریها را با آب تصفیه شده پر میکند.
- Der Landwirt musste das Silo mit dem geernteten Getreide einfüllen, bevor der Regen einsetzte.کشاورز مجبور بود پیش از آغاز باران، سیلو را با غله برداشت شده پر کند.