einzuhängen
آویزان کردن، وصل کردن (مصدر با zu)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را به جایی آویزان کردن یا وصل کردن، به ویژه به صورت موقت یا برای نمایش.
- Der Künstler hat seine neuesten Werke sorgfältig in die Galerie eingehängt.هنرمند آثار جدید خود را با دقت در گالری آویزان کرده بود.
- Wir haben die Vorhänge bereits in die Fenster eingehängt.ما پردهها را قبلاً در پنجرهها نصب کردهایم.
2
in + Akkusativ
در یک ساختار یا سیستم گنجانده شدن یا ادغام شدن.
- Die neuen Bestimmungen wurden in das bestehende Gesetz eingehängt.مقررات جدید در قانون موجود گنجانده شدند.
- Das Modul ist nahtlos in das Hauptprogramm eingehängt worden.این ماژول به طور یکپارچه در برنامه اصلی ادغام شده است.