einzukästen
جعبهبندی کردن، طبقهبندی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به صورت استعاری، کسی یا چیزی را در چارچوب یا محدودیتهای مشخصی قرار دادن، از آزادی عمل یا تفکر منع کردن.
- Man sollte die Kreativität von Kindern nicht in starre pädagogische Schemata einkästen.نباید خلاقیت کودکان را در چارچوبهای آموزشی خشک و انعطافناپذیر محدود کرد.
- Der Autor weigerte sich, seine Ideen in die engen Grenzen eines Genres einkästen zu lassen.نویسنده از اینکه ایدههایش را در محدودیتهای تنگ یک ژانر قرار دهند، امتناع کرد.