einzukürzen
کوتاه کردن، مختصر کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
کاهش دادن طول، حجم یا دامنه یک متن، قانون، یا فرآیند با حفظ ماهیت اصلی آن، اغلب در زمینههای تخصصی.
- Der Gesetzgeber sah sich gezwungen, die Fristen für die Einreichung der Unterlagen einzukürzen.قانونگذار خود را مجبور دید که مهلتهای ارائه اسناد را کوتاه کند.
- Um die Komplexität des Berichts zu reduzieren, musste der Autor bestimmte Abschnitte deutlich einzukürzen.برای کاهش پیچیدگی گزارش، نویسنده مجبور شد بخشهای خاصی را به طور قابل توجهی خلاصه کند.