einzulösen

Aussprache: /ˈaɪ̯ntsuˌløːzn̩/
Worttrennung: ein·zu·lö·sen
Erweiterter Infinitiv

برای بازخرید کردن، برای وصول کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

تبدیل کردن یک سند مالی یا حق به وجه نقد یا ارزش معادل آن، مانند وصول چک، بازخرید اوراق قرضه یا فروش سهام.

  • Er versuchte, den Scheck über eine beträchtliche Summe bei der Bank einzulösen, stieß jedoch auf unerwartete Komplikationen.او تلاش کرد چک به مبلغ قابل توجهی را در بانک وصول کند، اما با پیچیدگی‌های غیرمنتظره‌ای روبرو شد.
  • Die Anleger hofften, ihre Anleihen zu einem günstigen Kurs einzulösen, bevor die Zinsen weiter stiegen.سرمایه‌گذاران امیدوار بودند قبل از افزایش بیشتر نرخ بهره، بتوانند اوراق قرضه خود را با نرخ مطلوب بازخرید کنند.
2 Akkusativ

تحقق بخشیدن به یک قول، وعده، یا انتظار؛ به فعلیت درآوردن یا عملی کردن چیزی که قول داده شده یا انتظار می‌رود.

  • Der neue Geschäftsführer versprach, die finanziellen Schwierigkeiten des Unternehmens zu überwinden und sein Versprechen einzulösen.مدیر عامل جدید قول داد که بر مشکلات مالی شرکت غلبه کند و به قول خود عمل نماید.
  • Die Regierung sah sich unter Druck gesetzt, die Wahlversprechen einzulösen, um die öffentliche Zufriedenheit wiederherzustellen.دولت خود را تحت فشار دید تا وعده‌های انتخاباتی را عملی کند تا رضایت عمومی را بازگرداند.