einzuliefern
تحویل دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
کسی را به بیمارستان، زندان یا پناهگاه تحویل دادن؛ بستری کردن یا به زندان انداختن.
- Der Verletzte musste ins Krankenhaus eingeliefert werden.مصدوم باید به بیمارستان منتقل میشد.
- Die Polizei lieferte den Dieb ins Gefängnis ein.پلیس دزد را به زندان تحویل داد.
2
Akkusativ
کالا یا محصولی را به انبار، فروشگاه یا مقصد مشخصی تحویل دادن.
- Die Ware muss bis morgen im Lager eingeliefert werden.کالا باید تا فردا به انبار تحویل داده شود.
- Der Bauer liefert seine Ernte an die Genossenschaft ein.کشاورز محصول خود را به تعاونی تحویل میدهد.