einzureißen

Aussprache: /ˈaɪ̯ntsuːˌraɪ̯sn̩/
Worttrennung: ein·zu·rei·ßen
Erweiterter Infinitiv

برای پاره کردن / برای خراب کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

تخریب عمدی یا ناخواسته یک ساختمان، سازه یا دیوار.

  • Das alte Haus muss abgerissen werden, um Platz für ein neues Gebäude zu schaffen.خانه قدیمی باید تخریب شود تا جا برای ساختمان جدید باز شود.
  • Die Rebellen rissen die Grenzmauer ein.شورشگران دیوار مرزی را ویران کردند.
2 Akkusativ

ایجاد شکاف یا پارگی در یک ماده یا سطح.

  • Er riss das Papier mit einem Ruck ein.او کاغذ را با یک حرکت ناگهانی پاره کرد.
  • Die Spannung riss die Naht des Kleides ein.کشش باعث شد درز لباس پاره شود.
3 Akkusativ

از بین بردن یا مختل کردن یک نظم، ساختار یا توافق.

  • Die Krise droht, die wirtschaftliche Stabilität einzureißen.بحران تهدید می‌کند که ثبات اقتصادی را از بین ببرد.
  • Solche Handlungen reißen das Vertrauen in die Institutionen ein.چنین اقداماتی اعتماد به نهادها را از بین می‌برد.