einzureißen
برای پاره کردن / برای خراب کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
تخریب عمدی یا ناخواسته یک ساختمان، سازه یا دیوار.
- Das alte Haus muss abgerissen werden, um Platz für ein neues Gebäude zu schaffen.خانه قدیمی باید تخریب شود تا جا برای ساختمان جدید باز شود.
- Die Rebellen rissen die Grenzmauer ein.شورشگران دیوار مرزی را ویران کردند.
2
Akkusativ
ایجاد شکاف یا پارگی در یک ماده یا سطح.
- Er riss das Papier mit einem Ruck ein.او کاغذ را با یک حرکت ناگهانی پاره کرد.
- Die Spannung riss die Naht des Kleides ein.کشش باعث شد درز لباس پاره شود.
3
Akkusativ
از بین بردن یا مختل کردن یک نظم، ساختار یا توافق.
- Die Krise droht, die wirtschaftliche Stabilität einzureißen.بحران تهدید میکند که ثبات اقتصادی را از بین ببرد.
- Solche Handlungen reißen das Vertrauen in die Institutionen ein.چنین اقداماتی اعتماد به نهادها را از بین میبرد.