einzuschüchternden
که باید ترساند، که باید مرعوب کرد
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای شخصی که مرعوب میشود)
ایجاد ترس، عدم اطمینان یا وحشت در فردی به منظور کنترل رفتار او، جلوگیری از اقدامش یا وادار کردنش به انجام کاری.
- Die Absicht des Regimes war es, durch drakonische Strafen die Bevölkerung einzuschüchtern und jeglichen Dissens zu unterbinden.قصد رژیم این بود که با مجازاتهای سنگین، مردم را مرعوب کرده و هرگونه مخالفت را سرکوب کند.
- Er nutzte seine Position, um seine Kollegen einzuschüchtern und seine eigenen Interessen durchzusetzen.او از موقعیت خود برای ترساندن همکارانش و پیشبرد منافع خود استفاده کرد.