einzuschütten
ریختن (درون چیزی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
به طور غیرمستقیم و با احتیاط چیزی را وارد یا تزریق کردن، به ویژه در متون تخصصی پزشکی یا فنی برای اشاره به ورود مواد یا داروها به بدن یا سیستم.
- Dem Patienten wurde eine geringe Menge des Kontrastmittels intravenös einzuschütten versucht.تلاش شد تا مقدار کمی از ماده حاجب به صورت وریدی به بیمار تزریق شود.
- Die neue Legierung sollte vorsichtig in die Schmelze einzuschütten, um eine homogene Verteilung zu gewährleisten.آلیاژ جدید باید با دقت در مذاب ریخته میشد تا از توزیع همگن اطمینان حاصل شود.