einzuschläfern

Aussprache: /ˈaɪ̯nt͡suˌʃlɛːfɐn/
Worttrennung: ein·zu·schlä·fern
Erweiterter Infinitiv

به خواب بردن (برای)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی را به تدریج و با ظرافت به حالت سکون، آرامش یا خواب عمیق فرو بردن؛ ایجاد حس بی‌حسی یا بی‌تفاوتی.

  • Die beruhigende Musik schläferte die unruhigen Kinder langsam ein.موسیقی آرامش‌بخش کودکان بی‌قرار را به آرامی به خواب فرو برد.
  • Die ständige Wiederholung der negativen Nachrichten drohte, die Bevölkerung einzuschläfern.تکرار مداوم اخبار منفی تهدید می‌کرد که مردم را بی‌تفاوت و بی‌حس کند.
2 Akkusativ

یک فرآیند، فعالیت یا مشکل را به تدریج متوقف کردن یا از بین بردن، اغلب به گونه‌ای که کمتر محسوس باشد.

  • Die Regierung versuchte, die aufkommenden Proteste durch Zugeständnisse einzuschläfern.دولت تلاش کرد تا با امتیازدهی، اعتراضات در حال ظهور را به تدریج از بین ببرد.
  • Man hoffte, die wirtschaftliche Rezession durch gezielte Interventionen einzuschläfern.امیدوار بودند که رکود اقتصادی را از طریق مداخلات هدفمند به تدریج متوقف کنند.