einzuschmeißen
انداختن، پرتاب کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akusativ
پرتاب کردن یا انداختن چیزی با شدت به داخل یک مکان یا شیء؛ (به صورت عامیانه و غیررسمی) ترک کردن ناگهانی یا رها کردن یک موقعیت، شغل یا تحصیل.
- Manche Demonstranten versuchten, Steine in die Fenster des Regierungsgebäudes einzuschmeißen.برخی از تظاهرکنندگان تلاش کردند تا سنگ به داخل پنجرههای ساختمان دولتی پرتاب کنند.
- Es ist eine folgenschwere Entscheidung, ein aussichtsreiches Projekt einfach einzuschmeißen.رها کردن یک پروژه امیدوارکننده به سادگی، تصمیمی پیامددار است.