einzusprühen
پاشیدن، اسپری کردن (مصدر)
Bedeutungen
1
Akkusativ (برای چیزی که اسپری میشود)
بیان هدف یا ضرورت اسپری کردن چیزی، اغلب در ساختارهای مجهول یا با افعال مدال که نیاز به "zu" دارند.
- Die empfindlichen Teile des Geräts sind mit einer Schutzschicht einzusprühen.قطعات حساس دستگاه باید با یک لایه محافظ اسپری شوند.
- Es ist notwendig, die Wunden vor der Operation mit einem Antiseptikum einzusprühen.لازم است زخمها قبل از عمل با یک ماده ضدعفونی کننده اسپری شوند.