einzusteigen
سوار شدن، وارد شدن (به کاری/حرفهای)
Bedeutungen
1
in + Akkusativ
سوار شدن (وسیله نقلیه)
- Wir steigen in den Bus ein.ما سوار اتوبوس میشویم.
- Bitte steigen Sie ein!لطفاً سوار شوید!
2
in + Akkusativ
وارد شدن به (بحث، کار، موضوع)، شروع کردن
- Er ist in das Familiengeschäft eingestiegen.او وارد کسب و کار خانوادگی شد.
- Lass uns in das Thema einsteigen.بیا وارد این موضوع شویم.
3
in + Akkusativ
درگیر شدن، وارد شدن (معمولاً با مفهوم منفی)
- Er ist in kriminelle Machenschaften eingestiegen.او وارد کارهای مجرمانه شد.
- Sie wollte nicht in den Streit einsteigen.او نمیخواست وارد دعوا شود.