eisen

Aussprache: /ˈaɪ̯zn̩/
Wortzerlegung: ei·sen
فعل

یخ زدن، منجمد کردن

Beispiele

  • Die Köchin ''eist'' das Sorbet.آشپز سوربه را منجمد می‌کند.
  • Ich mag es, wenn im Sommer der Tee ''geeist'' wird.دوست دارم وقتی در تابستان چای یخ می‌زند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

لباس یا پارچه را با اتو صاف کردن

  • Ich muss noch meine Hemden eisen.من هنوز باید پیراهن‌هایم را اتو کنم.
  • Sie eist die Wäsche jeden Sonntag.او هر یکشنبه لباس‌ها را اتو می‌کند.