eisfrei
بدون یخ، عاری از یخ
Bedeutungen
1
عاری از یخ؛ چیزی که یخ نزده یا یخ آن برطرف شده است. معمولاً برای آبها، بنادر یا سطوح به کار میرود.
- Dank des milden Winters blieb der See den ganzen Sommer über eisfrei.به لطف زمستان ملایم، دریاچه در تمام طول تابستان بدون یخ باقی ماند.
- Der Hafen ist auch im Winter meistens eisfrei.بندر حتی در زمستان نیز بیشتر اوقات عاری از یخ است.
- Die Schiffe konnten dank des eisfreien Kanals problemlos passieren.کشتیها به لطف کانال بدون یخ توانستند به راحتی عبور کنند.