فعل
اسکیت روی یخ کردن
معانی و تعاریف eislaufen:
- روی یخ با اسکیت حرکت کردن.
جملات نمونه برای eislaufen:
Wir sind lange nicht mehr ''eisgelaufen.''
ما مدتهاست که اسکیت روی یخ نکردهایم.
Die Kinder ''laufen eis.''
بچهها اسکیت روی یخ میکنند.
Im Winter gehen viele Leute eislaufen.
در زمستان بسیاری از مردم به اسکیت روی یخ میروند.