eisumhüllt
پوشیده از یخ
Bedeutungen
1
پوشیده شده یا احاطه شده توسط لایهای از یخ.
- Der Baum war nach dem Wintereinbruch komplett eisumhüllt.درخت پس از شروع زمستان کاملاً پوشیده از یخ بود.
- Die eisumhüllten Zweige brachen unter der Last.شاخههای پوشیده از یخ زیر بار شکستند.
- Wir sahen eine eisumhüllte Statue im Park.ما مجسمهای پوشیده از یخ را در پارک دیدیم.