صفت
منزجر کننده، حال بهم زن، تهوعآور
جملات نمونه برای ekel:
„Kapitän Crozier ließ niemanden im Stich; er hielt das Winterlager und zwang die Männer durch strengen Befehl, den ''eklen'' Seetang zu kauen, auch wenn der Magen sich umkehrte.“
«کاپیتان کروزر کسی را رها نکرد؛ او اردوگاه زمستانی را حفظ کرد و مردان را با فرمان سخت مجبور کرد که جلبک دریایی منزجر کننده را بجوند، حتی اگر معده به هم میریخت.»