elegant
شیک، باجذبه، ظریف، هنرمندانه
Beispiele
- Sie trägt einen ''eleganten'' Mantel.او یک پالتوی شیک به تن دارد.
- Die Prinzessin galt zu ihrer Zeit als eine der ''elegantesten'' Frauen weltweit.این شاهزاده خانم در زمان خود به عنوان یکی از شیکپوشترین زنان در سراسر جهان شناخته میشد.
- Er zeichnet sich durch einen ''eleganten'' Laufstil aus.او با سبک دویدن ظریف و روانی متمایز میشود.
- Da hast du aber noch mal ganz ''elegant'' die Kurve gekriegt.اما این بار هم خیلی شیک و هنرمندانه از مهلکه در رفتی (قسر در رفتی).