elfenbeinweiß
عاجی رنگ، سفید عاجی
Bedeutungen
1
رنگی که شبیه رنگ عاج فیل است؛ یک سفید مایل به زرد یا کرم روشن.
- Die Braut trug ein elfenbeinweißes Kleid.عروس لباسی به رنگ سفید عاجی پوشیده بود.
- Die Wände waren in einem sanften elfenbeinweiß gestrichen.دیوارها به رنگ سفید عاجی ملایم رنگآمیزی شده بودند.
- Er bewunderte die elfenbeinweiße Farbe des Klaviers.او رنگ سفید عاجی پیانو را تحسین کرد.